افسانه های هر ملتی از واقعیت های تاریخی آن ملت واقعی ترند!

در رادیو، مصاحبه ای پخش می شد راجع به مبازره با بدحجابی مردان و زنان! مشخص است که همه موافق بودند و حمایت می کردند. تا بالاخره نوبت مردی رسید که در این جریانات گرفتار آمده بود و به جرم بدحجابی ماشینش برای چند روز توقیف بود (برای گرفتن خلافی و پرداخت جریمه ها و اجاره پارکینگ و ...). وی تنها جمله ای که گفت این بود که "لطفاً کاری کنید که ماشین ها را بتوان زودتر بازپس گرفت. چون ما ماشین ها را احتیاج داریم"!

یاد حکایتی قدیمی افتادم اندر باب ظلم پذیری مردم ما که (یکی از روایتهای) آن را اینجا با کمی سانسور می خوانیم:

می گویند در روزگارهای قدیم، شاهی بود که وزیر دانشمندی داشت. هزینه دربار زیاد بود و وزیر پیشنهاد افزایش مالیاتها را داد. شاه می ترسید که چنین کاری موجب شورش مردم شود. اما وزیر معتقد بود که مردم اهل شورش نیستند. برای اثبات ادعا آزمایشی ترتیب داده شد.

گفتند هرکس که از دروازه های شهر عبور می کند، باید یک سکه طلا پرداخت کند.
خبری نشد. مردم می پرداختند و می رفتند.
تعداد سکه ها را به دو سکه، سه سکه و در نهایت ده سکه افزایش دادند.
خبری نشد. مردم همچنان می پرداختند و میرفتند.

تصمیم گرفتند آزمایش را تغییر دهند. گفتند کسانی بر دروازه بایستند و هر کسی که از دروازه می گذشت، یک بار مورد تجاوز قرار بگیرد.
شاه و وزیر منتظر نتیجه بودند اما باز هم صدای اعتراضی بلند نشد. تا این که سربازان روزی گفتند: اعلیحضرتا! مردی به شکایت آمده است! شاه و وزیر با هیجان گفتند مرد را بیاورید. مرد آمد. با لکنت و سختی گفت:
" اعلللی حضرتتتتا! خواستم تقاضا کننننم تعداد تجاوز کنندگان در ددددروازه ها را افزایش ددددهید تا مردم اینگوننننننه در صفهای طویللللللل ناسیتندددد"!
***
راست می گویند که افسانه های هر ملتی از واقعیت های تاریخی آن ملت واقعی ترند!

نظر یکی از دوستان درمورد فیلم 300

مطلبی که اینجا میخوام عنوان کنم یکی از بهترین نظراتیه که راجع به فیلم ۳۰۰ شنیدم. مطلب کامل رو میتونین از اینجا بخونین. البته چون وبلاگ این دوستمون (حمید) لینک هر پست رو دراختیار قرار نمیده, لینک آرشیو اون ماه رو اینجا گذاشتم. یه قسمتهایی از نقد که برای من جالب بود اینجا نقل (به فتح ن!) میکنم:

بنظر میرسه که امورات ما ایروانیها همیشه باید با در معرض خطر بودن بگذره. اینکه فکر میکنیم که همه عالم و آدم بسیج شده ان تا هویت, تاریخ, انرژی لعنتی هسته ای و ... رو ازمون بگیرن.

این تاریخی که همه براش یقه جر میدن و رگ گردنشون زودی ورم میکنه چیز خاصی نداره که ما اینقدر بزرگش کردیم. اگه به تخت جمشید مون مینازیم که کاملا معماری یونانی داره و معمارهای یونانی که در جنگ های دوره ای توسط کوروش کبیر به ایران آورده شده بودن اونو طراحی و ساختن.

اگه کورش کبیر ما منشور حقوق انسانی رو تنظیم کرده بجای اون نوادگان همین حقوق رو در مورد ایرونیها اجرا نمی کردن بطوریکه همین الان در قرن بیست و یکم نیمی از جمعیت کشور که زن محسوب میشن اصولا از نصف حقوق یه انسان کامل برخوردارن تازه اگه همون رو هم بهشون بدن.

ما ایرونیها تو این زمینه شبیه کسی هستیم که داریم یه باغ رواز یه زاویه بخصوص نگاه میکنیم. این باغ ما پر شده از علف هرز و ما فقط به دو سه گل زیبایی که هست نگاه میکنیم و دلمون رو خوش کردیم به همونها. و اصلا دوست هم نداریم که به کل باغ نگاه اجمالی بندازیم.

وقتی ما منکر تاریخ 50 سال قبل تو اروپا میشیم و تازه براش کنفرانس ضد هولوکاست و نمایشگاه کاریکاتور هم برگزار میکنیم چه انتظاری از جامعه بین الملل داریم که تازیخ 2400 سال قبل ما رو به رسمیت بشناسن. عزیز دل انگیز, یه سوزن به خودت بزن یه جوال دوز به هالیوود.