خونه جدید

خونه جدید اینجاست:

http://blog.houmanatashbar.com/

اگه داخل ایران هستید این آدرس توی گوگل ریدر وارد کنید:

http://blog.houmanatashbar.com/feeds/posts/default

گوگل ریدر رو هم از این آدرس ببینید (با SSL):

https://www.google.com/reader

از این طریق هم میشه مطالب رو دید:

http://www.google.com/reader/shared/houman001blog

لطفا اینجا کامنت نذارین چون نمیتونم جواب بدم.

بالاخره گرفتمش!

پینوشت: قوانین رانندگی جدیدا عوض شده. برای آگاهی از قوانین جدید به این آدرس مراجعه کنید.

بالاخره بعد از گذشت شش ماه و اندی ما هم چشممون به جمال مبارک گواهینامه ویکتوریا روشن شد.

بد نیست اولش یه کم درمورد سیستم اینجا توضیح بدم (منظورم ایالت ویکتوریاست و توی ایالات دیگه تا حدی قوانین و مسائل فرق میکنه). اگه مقیم دائم استرالیا باشین شما با گواهینامه بین المللی و یا گواهینامه کشور خودتون (همراه با ترجمه رسمی درصورت نیاز) میتونین تا سه ماه پس از دریافت ویزای اقامت دائم (تکرار میکنم دریافت ویزا نه ورود - طبق قوانین) رانندگی کنید. همونطوری که گفتم قوانین توی ایالات مختلف فرق میکنه: برای مثال توی ایالتNSW گواهینامه خارجیتون رو تا سه ماه بعد از ورود به استرالیا (مهم نیست ورود به کجا)‌میتونین استفاده کنین یا اینکه توی ایالت QLD سه ماه از ورود به ایالت یا سه ماه بعد از دریافت ویزا هرکدوم که دیرتر برسه (منصفانه ترین قانون بین ایالات استرالیا اینجاست). { داخل پرانتر: حالا فهمیدین چرا آمار بیکاری اینجا پایینه؟ چون نصف مردم استرالیا توی مجلس قانونگذاری هستن! هر ایالت و بخش و منطقه و دهات واسه خودش قانون وضع میکنه! }

حالا گواهینامه هم انواع و اقسام داره که شامل L - Learners Permit و P - Probationary (که خودش ۱ و ۲ داره) و گواهینامه فول میشه و شما توی سیستم اینجا قاعدتا از L شروع میکنی و به تدریج به فول میرسی. شرح کامل این سیستم در این مقال نمیگنجه هر چند که مطالب بسیار زیادی هم در این زمینه هست. فقط به طور خلاصه شما با گواهینامه L نمیتونی تنهایی رانندگی کنی و باید یکی با گواهینامه فول بغل دستت بشینه. در مقابل گرفتنش هم کاری نداره و فقط کافیه که امتحان آیین نامه (Knowledge Test) بدی. بسته به سن متقاضی هم باید بین سه ماه (بالای ۲۵ سال) تا یک سال (زیر ۲۱ سال) نگهش داری تا اگه دو تا امتحان دیگه رو هم قبول شدی (Hazard Perception و Drive Test) بتونی گواهینامه مرحله بعدی رو بگیری. گواهینامه های P1 و P2 هم هرکدوم محدودیتهایی دارن و باید باز هم یه مدت (یک سال برای P1 و دو سال برای P2) نگهشون داری تا دست آخر گواهینامه فول بگیری (کسایی که سابقه رانندگی حتی خارج از کشور دارن به نسبت میزان سابقه شون از قسمتی یا کل محدودیتهای زمانی P معاف میشن و میتونن یهو برن گواهینامه فول بگیرن).

همونطور که یکی از دوستان اشاره کرده این سیستم ارتقای تدریجی برای مردمان بزرگ شده در استرالیا شاید خیلی سیستم خوبی باشه ولی همینطوری الکی الکی واسه ما میشه یه دردسر. حالا نکته این قضیه چیه؟ اینه که شما اگه توی اون سه ماه که وصفش رفت نتونی امتحان شهری بدی و قبول شی (که در ۹۵ درصد موارد اینطوره چون ۱- توی نصف اون مدت شما اصلا تشریف نیاوردین و همینطوری نصف فرصت رو از دست دادین ۲- تازه همون روز اول امتحان آیین نامه بدی ممکنه نوبت بعدی امتحان واسه شما اصلا بعد از سه ماه بیفته ۳- اصلا به احتمال قوی شما دفعه اول رد میشی مگه اینکه کلاس رفته باشی و به قوانین اینجا مسلط باشی) دیگه بیچاره ای و باید اول یک عدد L خوشگل بگیری و سه ماه نگهش داری بعد بری امتحان بدی بعد یکی دو بار رد شی تا اینکه بعد از ۶-۷ ماه به طور متوسط گواهینامه بگیری.

حالا از امتحان بگم. حدود چهار ماه پیش تلفنی وقت گرفتم و رفتم هر دو تا امتحان آیین نامه و Hazard Perception رو توی یه روز قبول شدم. این امتحان دومی دیگه خیلی چیز مسخره و بیخودیه. شما توی یه فضای مجازی (مثل بازیهای کامپیوتری) مثلا داری رانندگی میکنی و دید جلو و آینه ها رو داری. بعد بهت میگه قراره سبقت بگیری یا توقف کنی یا بپیچی. شما باید تصمیم بگیری که کی این کار رو بکنی و ماوس رو در زمان مناسب کلیک کنی. اگه زودتر یا دیرتر اون کار رو بکنی به منزله جواب غلطه و اگه بالای ۴۰ درصد اشتباه داشته باشی روفوزه میشی و هی باید پول بیزبون رو بدی به Vicroads. به پیشنهاد بروبچ پشت کنکوری تمام سوالات رو با یک ثانیه مکث جواب دادم و با ۷۰ درصد قبول شدم. تازه سه تا از سوالات هم شب بود و چیزی معلوم نبود!

بعدش خوشحال و خندان گفتم که حالا میخوام امتحان بعدی رو ثبت نام کنم جواب دادند که زرشک! شما سه ماه بیشتر از گرفتن ویزات گذشته و باید این L رو بگیری و سه ماه باهاش حال کنی. حالا هی از ما اصرار و از اونها انکار آخرش هم یه فرم درخواست موارد خاص (Waiting Period Excemption Form) بهمون دادن و رفتیم. بعد از یک هفته چک و چونه زدن و خوندن قوانین فهمیدیم که راست میگن بنده خداها فقط توی وب سایتشون مبهم گفتن و ملت رو به اشتباه انداختن. چقدر هم تازه مودب برخورد کردن و دو بار در این باره باهام تماس گرفتن و دلایل و موارد قانونی رو بهم توضیح دادن. درست مثل راهنمایی و رانندگی ناجای خودمون! تازه اون فرم هم به درد نمیخورد چون برای ارسال اون باید L داشته باشی که من نگرفته بودم و یه هفته هم الکی الکی رفته بود (بعدا فهمیدم توی پرونده من نوشته بودن متقاضی از دریافت گواهینامه L امتناع ورزیده است!). تازه اون فرم هم درصورت موافقت کار زیادی از پیش نمیبرد چون اولین امتحان در محدوده شهری ملبورن دو ماه دیگه بود. این بود که ما به مدت سه ماه و اندی رفتیم قاطی باقالی ها.

قبل از امتحان شهری یه جلسه کلاس با یه آموزشگاه گرفته بودم که یه مربی چینی و جوون اومد در خونه و ۱.۵ ساعت ما رو دور محدوده امتحان چرخوند. زیاد تعریفی نداشت البته. خودش زیاد بارش نبود همش هم دست به فرمون میزد و غرغر میکرد. یه بار هم با تلفنش حرف میزد نزدیک بود حنجره ش پاره شه از بس که داد زد. تازه میخواست برای جلسات بعدی هم قرار بذاره و میگفت خیلی چیزهای دیگه هست که باید باهات کار کنم (بچه جغله پررو). ما که از نیتشون آگاه بودیم که قبول نکردیم که! خلاصه ما رفتیم امتحان (با ماشین خودمون) و سر دو سه تا اشتباه رد شدم. حالا مواردش رو میگم برای کسایی که میخوان امتحان بدن به درد میخوره. اول اینکه وقتی یه کامیون میپیچه شما نباید از خط کنارش (سمت راستش)‌ رد بشی یا ازش سبقت بگیری چون اونها دو تا خط برای پیچیدن نیاز دارن (خطی که توشن و خط سمت راستش). حالا اگه کامیون مربوطه حال نکنه که از چپ ترین خط بپیچه شما که تو لاین سبقت هستین باید توقف کنی که ایشون سر خر رو کج کنن و برن! اینکه ایشون خط ۱ و ۲ رو هم گرفتن دلیل نمیشه که. شما تو خط ۳ هم باید وایستی و جاده رو بند بیاره. هرچند مسخره و غیرعملیه ولی قانونه دیگه و حداقل موقع امتحان باید رعایت بشه! دوم اینکه شما از فرعی به اصلی میپیچی و مثل بچه خوب پشت خط کشی عابر پیاده وایستادی. بعد از سنجیدن جانب احتیاط شروع به حرکت میکنی و یهو وارد اصل نشده چراغ اونور سبز میشه و مردم مثل مور و ملخ میریزن توی خیابون و شما باید روی خط کشی توقف کنی و امتحان رو مردود بشی یا اینکه بری توی دل اون ماشینها و باز هم مردود بشی. انتخاب با خودته. سوم هم اینکه وقتی پشت علامت Stop توقف میکنی یه چند ثانیه مثل منگلا باید کاملا وایستی و هی اینور و اونور رو نگاه کنی تا یارو بفهمه که توقف کردی. به قول این مربی آخریم سعی هم نکن همه کار رو باهم بکنی. وقتی که هم ترمز میکنی و هم دنده رو عوض میکنی و بعد نگاه میکنی یارو میگه این که نمیتونه این همه کار رو توی این فرصت انجام بده پس یا توقف نکرده کامل یا نگاه نکرده و شما روفوزه میشی به همین سادگی!

خلاصه بعد از رد شدن همون روز رفتم توی سایت Vicroad و تونستم یه وقت خالی توی Carlton (نزدیک مرکز شهر) توی دو هفته بعدش بگیرم (که احتمالا کنسلی بوده و گرنه باقی وقتها که برای یکی دو ماه بعد بودن). بعدش زنگ زدم به آقای سعادت که توی منطقه Doncaster و حومه کار میکنه. انصافا مربی خوبی بود و حتی خیلی کمتر از اون یارو اوشکوله ازم پول گرفت (۵۰ دلار برای ۱.۵ ساعت). بهم گفت که دیگه نیازی نیست با من کلاس بگیری و اگه قوانین رو بیشتر مرور کنی و دقت کنی حتما قبول میشی. محض اطمینان یه جلسه هم با یه مربی استرالیایی از RACV توی همون منطقه گرفتم و از شانس اون مربیه هم خیلی عالی بود و اون هم گفت که رانندگیت خوبه و اگه دقت کنی قبول میشی. تازه این دفعه نسیم هم میگفت که قبول میشی. روز امتحان هلک و تلک راه افتادیم رفتیم Vicroads. اونجا شنیدم که همون کسی که بعدا فهمیدم مسوول امتحان من هم بود نفر قبلی رو سر توقف نکردن پشت علامت Stop رد کرد و من ایندفعه خیلی توجه کردم که سر این مورد رد نشدم ولی بعد از امتحان ایشون بهم گفت چند تا علامت Stop رو بدون توقف کامل رد کردی (من که هر چی فکر میکنم یادم نمیاد) ولی به هر حال قبول شدی.

این بود انشای ما.

تارا

امروز تارا بهونه دخترخاله ش (شیدا) رو میگرفت. بهش گفتیم که ما چند سال دیگه برمیگردیم ایران پیش شیدا. برگشت گفت من اونجا رو دوست ندارم بگیم اونا بیان اینجا (بعد شروع کرد به شمردن: سیامک, ارغوان, شیدا, ...)

بچه نیم وجبی چه زبونی درآورده ماشالله

رکود اقتصادی

دولت استرالیا اعلام کرده که در سه ماه اول سال ۲۰۰۹ رشد اقتصادی مثبت داشتیم. ولی ما چرا هر چی دور و ورمون رو نگاه میکنیم هیچ اثری از رشد اقتصادی مثبت نمیبینیم؟

طبق این نظرسنجی هم استرالیا بهتر از بقیه کشورها میتونه رکود اقتصادی رو پشت سر بذاره. جالبه که آمریکا بین ده رتبه اول نیست. یعنی اوضاع اونجا انقدر خرابه؟

توصیه به تازه مهاجران

اگه شما جزء دسته ای از مهاجران هستین که به کار وابسته اید و هزینه یک سال زندگی در استرالیا رو نمیتونین با خودتون بیارین این مطلب رو بخونین.

با توجه به اینکه اوضاع کار در حال حاضر خوب نیست شخصا توصیه میکنم تا زمانی که کاملا آماده نیستین توی استرالیا مستقر نشین. یه پیشنهاد خوب اینه که یه سفر کوتاه بیاین و جوانب کار رو بسنجین و بعدش با آمادگی کامل بیاین. ممکنه فقط هزینه بلیط رفت و برگشت باضافه هزینه موندن یکی دو هفتگی رو متضرر بشین ولی مطمئن باشید که اگه با آمادگی نیاین خیلی بیشتر ضرر میکنید.

برای این که بدونین آماده هستین یا نه میتونین چند تا تست کوچیک انجام بدین.

۱- باید بتونین با یک نفر پشت تلفن صحبت کنین و هم شما بفهمین اون چی میگه هم ایشون بفهمن شما چی میگی. برای تست میتونین به بانک, شرکت های کاریابی, centrelink و یا شرکت های بیمه زنگ بزنین و از سرویسهاشون سوال کنین. اگه در این قسمت مشکل دارین به شدت باید روی زبان انگلیسی کار کنین.

۲- رزومه تون رو با یک آدرس و شماره تلفن استرالیا بفرستین و ببینین که چند تا تماس با شما گرفته میشه. اگه تماس با شما گرفته نمیشه سابقه کاریتون مناسب نیست و احتمال کار پیدا کردنتون پایینه و باید بیشتر کار کنین مخصوصا در راستای تخصص هایی که اینجا از شما میخوان (توی آگهی ها مشخصه). برای آدرس میشه از آدرس دوستان یا آشناها استفاده کنید. برای شماره تلفن هم یک شماره از Skype بگیرین که ۱۸ دلار برای سه ماه میشه. بعد این شماره رو میشه divert کنید (زیاد توصیه نمیشه چون ممکنه چند تا زنگ بخوره تا گوشی شما زنگ بخوره و ممکنه طرف تماس رو قطع کنه)‌ یا اینکه از منشی استفاده کنین و براتون پیغام بگذارن (عرف اینه که اگه با شما تماس گرفتن و شما گوشی رو برنداشتی برات پیغام بگذارین و این روش خوب کار میکنه).

پینوشت:

۱- داشتن نمره آیلتس (حتی ۷ و بالاتر) دلیل این نیست که میتونین انگلیسی حرف بزنین و از پس مصاحبه و کار بربیاین.

۲- هزینه زندگی یک سال برای دو نفر در نهایت صرفه جویی به طور تخمینی ۲۴ هزار دلار میشه (هر ماه مبلغ ۱۲۰۰ دلار اجاره یه خونه نقلی و به صورت چلونده حدود ۸۰۰ دلار خورد و خوراک و حمل و نقل و ...). همین هزینه برای یک نفر به تنهایی اگه بتونه در یک خونه مشترک زندگی کنه نصف میشه (۱۲ هزار دلار) ولی اگه بخواد خونه جدا بگیره شاید ۱۸ هزار دلار بشه. نکته مهم اینه که اگه مواظب خرجتون نباشین یهو میبینین ۲۴ هزار دلار توی ۳ ماه اول خرج شد و خیلی هم راحت این اتفاق میافته بدون اینکه متوجه بشین.

۳- اگه در ابتدای کار بتونین یک کار غیر تخصصی انجام بدین (مثل رسپشن هتل یا فروشندگی مثلا) هم زبانتون سریعتر پیشرفت میکنه و هم از پس اندازتون خرج نمیکنین.

یه عکس دیگه

پیدا کنید یک عدد پسر را این وسط!

یه عکس از تارا

باز هم حکایت گردنکلفتی

این مطلب رو بخونین.

این خانم همشهری ما رفتن تایلند و به همراه سایر دوستان تشریف بردن Aussie Bar. بعد از این که مست کردن یه فرش (بیشتر شبیه یه تابلوی دیواری درنظر بگیرین) از اونجا بلند میکنن و بعدش هم با پلیس درگیر میشن (طبق گزارش پلیس تایلند - کار نداریم چقدر با واقعیت میخونه). همونطور که میگن درگیرشدن با پلیس توی کشورهای آسیایی خیلی کار خطرناکیه و ایشون به همین دلیل به ۵ سال زندون محکوم میشه. تازه بعدش هم توی مصاحبه گفتن که ما مرد باهامون نبود که به پلیس رشوه بده و کار رو تموم کنه که من الان اینجا نباشم!

با حمایت دولت استرالیا ایشون به خونه برگشتن!

اطلاعیه

به نقل از وبلاگ حامد:

راستش اصلا نمی دونم چند نفر وبلاگ نویس و وبلاگ خوان ایرانی تو ملبورن هستن و تازه چند نفرشون فرصت می کنند و این وبلاگ رو می خونند. بهر حال همینطوری یه امتحان می کنیم ببینیم چند نفر علاقمند هستن و تا بعد. بدینوسیله از کلیه وبلاگ نویسان محترم دعوت به عمل می آید که جهت آشنایی و همچنین کمک به حل مشکلات احتمالی همدیگر و دوستان تازه وارد به ملبورن در صورت تمایل با ثبت در قسمت نظرات و یا بصورت ایمیل موافقت خود را اعلام کنند تا بعدا با هماهنگی خود شما در مورد مکان و زمان ملاقات تصمیم گیری شود.

جهت کسب اطلاعات بیشتر به منبع اصلی یا روزنامه های کثیرالانتشار مراجعه کنید.

درمورد استرالیا - قسمت پنجم - وضعیت اجتماعی (2)

خوب توی پست قبلی یه سری موارد رو ننوشته بودم که الان به ذهنم رسیده و اضافه کردم.

نحوه رانندگی:

احتمالا خیلی شنیدین که اینجا مردم آروم و با احتیاط رانندگی میکنن. شاید از یه نظر درست باشه (مثلا حداکثر سرعت معمولا بین ۶۰ تا ۸۰ کیلومتر در ساعته), ولی یه وقتهایی هم کاملا بدون رعایت احتیاط رانندگی میکنن. مثلا وقتی به یه چراغ قرمز میرسن با سرعت تمام ازش رد میشن که برای ما خیلی عجیبه. فقط کافیه یکی خلاف بکنه (مثلا وقتی از فرعی میاد بیرون نگاه نکنه) و باعث بشه یه تصادف احمقانه اتفاق بیفته. تصادف هم که میشه چه راه بندونایی میشه. توی یکی از همین راه بندونا فکر میکردم که مدیریت ترافیک ما هم بد نیست و اون همه حجم ماشین اگه توی ملبورن بود هیچکدوم نمیتونستن تکون بخورن و بهتره بعضی وقتا یکی به میخ و یکی به نعل بکوبیم نه همش به نعل! البته جرایم رانندگی هم به نوبه خودش خیلی سنگینه و با چند تا اشتباه گواهینامه به مدت حداقل سه ماه مسدود و حتی در بعضی شرایط باطل میشه. همین خود ما به خاطر استفاده نکردن از صندلی بچه ۲۵۵ دلار ناقابل جریمه شدیم. خواستم بهش بگم اگه ما ۲۵۵ دلار داشتیم که تا حالا صندلی رو خریده بودیم!

اعتقادات:

برخلاف تبلیغات و دید افکار عمومی, مردم اینجا اغلب اعتقادات مذهبی دارن و به ارزشهای خانواده هم پایبندن. برای مثال دوست دختر/پسر داشتن وقتی متاهل هستن کار پسندیده ای نیست. توی سنین جوونی زیاد میبینی که توی کافه ها و بارها هستن ولی وقتی متاهل شدن دیگه اهل خونه و خونواده میشن.

یه نکته دیگه هم که توی نگاه اول به این جامعه متوجهش میشی تفاوت حضور مردم توی اجتماعه. توی تهران با دیدن یک فرد (چه دختر چه پسر) توی خیابون نمیتونی بفهمی الان چه کاره ست (داره میره سر کار یا دانشگاه, اومده قدم بزنه, میره خرید, داره میره سر قرار (یا تفریح), اصلا خانم مهربونه و دنبال مشتری میگرده / یا آقای درحال اتو زدنه). ولی اینجا کاملا مشخصه توی طول هفته معمولا یکی از سه مورد اوله, آخر هفته مورد چهارم رو زیاد میبینی که با توجه تفاوت تیپ لباس پوشیدن و آرایش از دور داد میزنه, مورد پنجم هم که دیگه جاش توی خیابون نیست!

فقیر و غنی:

راستش دروغ چرا؟ من اینجا زیاد متوجه اختلاف طبقاتی نمیشم. البته جاهای لوکس نمیریم که بچه مایه دارها رو ببینیم ولی روی همین آدمهایی رو که دور و ور خودم میبینم دقت میکنم  میبینم همه مثل همن. برای مثال همین مدیر دپارتمان ما تفریح آخر هفته هاش خلبانیه که ساعتی ۳۰۰ دلار هزینه داره ولی سرووضعش رو که میبینی هیچ فرقی با تو نداره و اصلا هم خودش رو نمیگیره. یاد تهران خودمون میفتم که وفتی یکی سوار تویوتا کمری میشد دیگه خدا رو بنده نبود و فکر میکرد بقیه دیگه نوکرهاشن توی خیابون (از استثناها بگذریم).

همین چند روز پیش یه خبر خوندم که یکی از همین تازه به دوران رسیده ها یه راننده آمبولانس رو خونی مالی کرده, چون راننده آمبولانس درحال انجام وظیفه بوده و به حضرت آقا اجازه نداده ازش سبقت بگیره!