تارا
امروز تارا بهونه دخترخاله ش (شیدا) رو میگرفت. بهش گفتیم که ما چند سال دیگه برمیگردیم ایران پیش شیدا. برگشت گفت من اونجا رو دوست ندارم بگیم اونا بیان اینجا (بعد شروع کرد به شمردن: سیامک, ارغوان, شیدا, ...)
بچه نیم وجبی چه زبونی درآورده ماشالله
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد ۱۳۸۸ ساعت 19:52 توسط هومن
|