تولدت مبارک!

دخترم یه سالش شد. ببینین چه وروجکی شده واسه خودش

شمع

کیک تولد

Janggeum

یانگوم

شما بعد از دیدن ۶ تا DVD کلا به مدت 12 ساعت اون هم با زبان کره ای چه احساسی بهتون دست میده, مخصوصا اگه مجبور باشین زیر نویسش رو بخونین تا بفهمین چی دارن میگن؟ این اتفاقیه که واسه ما افتاد, بعد از این که ادامه سریال "یانگوم" به دستمون رسید. انصافا که این 18 قسمت آخر خیلی پرهیجانه. پروژه بعدی سریال LOST ه, مخصوصا اینکه به استرالیا هم مربوطه. یه چند قسمتش رو دیدم و به نظر میاد داستان جالبی داشته باشه.

دانشمندان جوان هسته ای

عجیبه توی مملکتی که دختر 16 ساله توی زیرزمین خونه شون اورانیوم غنی میکنه, سیستم کارت هوشمند سوخت که انقدر پروژه های مشابهش توی دنیا انجام شده نمیتونه بهت با یه بوقی چیزی اعلام کنه که کارت سوختت رو وردار. همین تلفن کارتی ها هم حتی این امکان رو دارن. امشب نزدیک بود کارت سوختمون رو جا بذاریم و 10-15 روزی حداقل علاف باشیم. لابد دلیلش اینه که تکنولوژی استفاده شده ربطی به انرژی هسته ای نداره یا اینکه میانگین سن طراحان این سیستم بیشتر از 16 سال بوده.

خط بقا

خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۶/۰۳/۲۱‬ :

"عبدالرضا مصري" وزير رفاه و تامين اجتماعي روز دوشنبه "تعيين خط فقر" را در جامعه رد كرد و گفت كه "بايد خط بقا براي افراد جامعه تعيين شود".

وي روز دوشنبه ، درحاشيه دومين همايش ملي" توانمندسازي اجتماع محور" در تهران به خبرنگاران گفت: "من قايل به تعيين خط فقر نيستم و معتقدم كه بايد خط بقا در جامعه تعيين شود".

وي گفت " مولفه خط بقا نيز استفاده دو هزار كالري انرژي توسط هر فرد در روز است".

وزیر محترم رفاه در حسن ختام بیانات آموزنده و گهربار خود در مورد چگونگی تامین 2000 کالری برای هر فرد می گوید: "ما در ایران فقر خشن و درازکش نداریم، زیرا همه از حداقل درآمد روزی یک دلار برخوردارند."

 
فقر خشن را می توان حدس زد که چگونه فقری است. کاش وزیر دانشمند و نابغه رفاه برای بالا رفتن سطح معلومات دانشجویان و استادان اقتصاد دانشگاههای دنیا چگونگی "فقر درازکش" را نیز توضیح می داد!

 

بنزین

بالاخره به سلامتی بنزین هم سهمیه بندی شد, البته الان نه هفته پیش.

یکی از تاثیرات این طرح از همون روزهای اول (درواقع شب قبل از اول!) مشخص شد که اون هم هجوم مردم به پمپ بنزینها بود. صفهای وحشتناک پمپ بنزین که خیابونها رو هم بند آورده بود. حتی کسایی که بنزین داشتن واسه اینکه بین ساعات 9 تا 12 شب از بنزین آزاد استفاده کنن ریخته بودن توی پمپ بنزینها. طبق معمول یه عده از اونایی هم که احساس میکردن از بقیه زرنگترن (و احیانا به شعور بقیه نرسیده که این کار رو بکنن) با دبه و ظرف دستشون ریخته بودن اونجا.

خلاصه داستان جالبی بود واسه خودش. صبح اولین روز خبردار شدیم که چند فروند پمپ بنزین هم به آتیش کشیده شده و به یه فروشگاه زنجیره ای هم دستبرد زدن. تا حدی این مورد علنی شد که حتی صداوسیما که اوستای سانسوره نتونست این مورد رو سانسور کنه و اعلام کرد که یه عده اراذل و اوباش یک سری خرابکاری کردن! خوبه حالا یک ماه نگذشته از تاریخی که با افتخار اعلام کردن تمام اراذل و اوباش رو دستگیر کردیم! ما هم که یه مشت گوسفند, اون روز اونو باور کردیم امروز هم اینو باور میکنیم.

البته نقش دولت محترم رو هم تو ایجاد این بحران نباید نادیده گرفت. یکی نیست بگه آخه مرد حسابی تو که 4 ماه موش دووندی واسه اجرای این طرح, چه کاری بود که 9 شب بیای اعلام کنی که "آهای از فردا بنزین سهمیه بندیه, بدوین برین آخرین بنزین رو بزنین"؟ میذاشتی فردا صبح اعلام میکردی.

ولی از همه جالبتر مردمی بودن که صبح اولین روز سهمیه بندی تو صفهای طویل وایستاده بودن, ما که سر از کارشون درنیاوردیم. نمیدونم چی فکر کرده بودن با خودشون

 این هم دو تا عکس از اون شب کذایی:

صف بنزین

پمپ بنزین در آتش

ایستگاه مترو به شیوه ایرانی

کجای دنیا دیدین که در ایستگاه مترو به اتوبان باز بشه؟ اون هم اتوبانی که یکی از جریان های اصلی به مرکز شهره؟
توضیح: اگه شما کمی تا قسمتی در شرق تهران زندگی میکنین حتما با این منظره مواجه شدین که موقع صبح که اوج ترافیکه, توی اتوبان رسالت نزدیک ایستگاه مترو مسافرا و تاکسی ها نصف اتوبان رو گرفتن و شما به خاطر حماقت یک شهردار محترم باید زمان زیادی رو تو ترافیک باشین.