چهارشنبه 26 مارچ, ساعت 8 صبح, فرودگاه بین المللی دبی

تا اینجای کار که دمار از روزگارمون دراومده. نزدیک به 24 ساعته که بیداریم. از ساعت 2 توی فرودگاه تهران بودیم, ولی ظاهرا روال کارها با قدیم خیلی فرق کرده و این دفعه کلی وقت اضافه آوردیم که باعث شد مورد غرغر خانواده محترم قرار بگیریم که چرا نذاشتی یه ساعت بخوابیم. با وجود رعایت مقدار زیادی فشرده سازی و فرستادن پیشاپیش قسمتی از بارها و جاگذاشتن مقداری دیگه باز هم 8 کیلو اضافه بار داشتیم که به لطف چشم پوشی مامور مربوطه سپری شد.

یه نکته جالب این که نه توی فرودگاه تهران و نه توی فرودگاه دبی شبکه اینترنت wireless وجود نداره, یا اینکه وجود داره و سیستم من خنگ شده! حالا توی تهران باز یه سری کیوسک های اینترنت بود که باز میشد ازشون استفاده کرد ولی اینجا از اونها هم خبری نیست.

از پرواز اولمون براتون بگم که خیلی افتضاح بود. اصلا اون چیزی نبود که با اونهمه تبلیغ از امارات پیش بینی میشد, یک ربع اون دکمه کذایی رو فشار میدی ولی هیشکی پیداش نمیشه تازه وقتی هم که پیداش میشه میگه یه کار دیگه دارم! یه کم هم از فرودگاه دبی براتون بگم که به هیچ وجه قابل مقایسه با فرودگاه تهران نیست, به هیچ وجه. 60 تا گیت داره که هر کدوم کلی باهم فاصله دارن, سالن خروجیش انقدر بزرگه که ریل متحرک و یه سری ماشینهای برقی واسه تردد مسافرها گذاشتن. به نظر میاد که توی جنوب شهر دبی واقع شده و از پنجره فرودگاه که به شهر نگاه میکنی هواش مثل تهران خاکستری و پر از دوده. امیدوارم کوالالامپور دیگه اینجوری نباشه.

خوب دیگه هواپیما هم اومد و ما باید بریم, حداقل خوبیش اینه که پروازهاش بدون تاخیر برگزار میشه.


این هم عکسها, البته با تاخیر:

فرودگاه تهران:


باز هم فرودگاه تهران:

فرودگاه دبی:



توی هواپیما (پرواز دوم):


فرودگاه سنگاپور:


باز هم فرودگاه سنگاپور: