اینجا یه شرکت کوچیکه با 40 نفر پرسنل که روی محصولات بانکی کار میکنه. من به تیم بانکداری اسلامی اضافه شدم که قراره محصولی تهیه کنه که بتونه تمامی عقود اسلامی رو پیاده سازی کنه به طوری که با فتاوای علمای کشورهای اسلامی تطبیق داشته باشه. نکته جالب اینه که به نظر اینها بانکداری اسلامی اون چیزی نیست که ما توی ایران داشتیم.

اینجا حدود 10 نفر ایرانی هستن به اضافه تعداد زیادی چینی و بقیه از ممالک دیگه, پرسنل نیروی انسانی هم اکثرا محلی هستن.

نکات جالبی که من بهشون توجه کردم اینه:

توی آشپزخونه چای و بیسکویت و قهوه و مقداری ویسکی جهت استفاده وجود داره.

یک ساعت برای ناهار درنظر گرفته شده که توی این فاصله میتونی بری بیرون و ناهار بخوری (فکر میکنم خود شرکت این رو تبلیغ میکنه که توی ساعت ناهاری بیرون بری).

توی همون روز اول مدارکم رو واسه گرفتن ویزا ازم گرفتن, کارت تردد صادر کردن, سیستم کامپیوترم رو آماده کردن, فرم بیمه و قراردادم رو برای امضا بهم دادن, و منو با همه همکارام آشنا کردن (البته من که غیر از چند تاشون اسم هیچکدوم یادم نمونده).

بعضا با بعضی همکاران چینگ چانگی آشنا میشی (تف کردن و فین کردن با صدای بلند مثلا) و میفهمی که اونایی که از دستشون مینالن راست میگن.

کل کف شرکت و بدنه پارتیشن ها موکت شده و صندلی ها راحتن.