خلاصه آنچه که گذشت - قسمت اول
خوب من رفتم ایران و برگشتیم. اشتباه تایپی نیست یعنی تنهایی رفتم و با ایل و طایفه برگشتم!
قرار بود که برای یکی از همکارام (که به شوخی میگه شما تو ایران سوار شتر میشین!) عکس با شتر بیارم که نشد. فقط توی دبی تونستم یه شتر مصنوعی پیدا کنم:

دو تا هم عکس از ترمینال شماره سه فرودگاه دبی که به شدت درندشته. من نمیدونم این عربها این همه پول رو از کجا میارن!!!


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۸۸ ساعت 17:22 توسط هومن
|