خوب توی این سری قراره تفاوت هایی رو که بین استرالیا و ایران میبینم بنویسم. اولین مطلب در مورد محیطه کاره.
۱- حقوق: اینجا حقوق رو وسط ماه میگیریم و معمولا ۱۴ ام ماه توی حسابه. تا به حال توی یک سال گذشته به خاطر ندارم که حقوق رو دیر گرفته باشم. درست بر خلاف ایران که خودت هم نمیفهمی بالاخره چقدر حقوق میگیری آخرش هم با هزار منت بهت میدن).
۲- ساعات کار: شما لازمه که ۷.۵ ساعت به طور خالص کار کنی که با ناهار میشه ۸ ساعت. زمان ورود و خروج هم دست خودته و چیزی به اسم دیرکرد و زود رفت و وسط رفت و اینجور داستانها نداریم. اضافه کار معمولا نداریم مگه این که خلافش ثابت بشه! اگه نیاز به اضافه کار داشته باشن قبلا بهت اطلاع میدن و محاسباتش هم توی حقوق ماه آینده اعمال میشه. اینجوری میتونی راحت زندگی شخصی ت رو برنامه ریزی کنی. همکار بغل دستی من ۸ صبح میاد سر کار ۴ بعدازظهر میره خونه ۶ شام میخوره ۹ هم میخوابه!
۳- سطح کار: کار معمولا جدیه و معمولا به طور مداوم پیشرفت کارها کنترل میشه. در طول روز چند بار مدیر تیم سراغت رو میگیره مگه این که بدونه یه کار گنده داری انجام میدی و مثلا تا چند روز قرار نیست نتیجه ای از کار تو حاصل بشه. علاوه بر این جلسات منظم مرور پیشرفت پروژه در حد دپارتمان و واحد و تیم وجود داره.
۴- جلسه: جلسات تا حد ممکن به صورت خلاصه برگزار میشه و به محض این که یک بحث فرعی مطرح میشه یادداشت میکنن و میگن بعد از جلسه پیگیری میکنیم. همه هم سر وقت سر جلسات حاضر میشن. یهو ۳ دقیقه مونده به جلسه مونده میبینی همه پا شدن به سمت محل جلسه میرن.
۵- ارتباطات نزدیکتره: بنده که اینجا یه جوجه هستم دو بار تا به حال مدیر عامل (نفر اول شرکت) شرکتمون رو (نه بطور شخصی بلکه توی جلسات بزرگ) دیدم. مدیر دپارتمونمون (Steve) رو که هر روز سر ناهار میبینم. مدیرش (Dominic) که قبل از این که از شرکت بره همه ش بین بچه ها پلاس بود. مدیر مدیرش (John) رو هم که چند بار توی جلسه دیدم و دفترش همین بغله و شونصد دفعه هم توی راهرو دیدمش. نتیجه اخلاقی که من گرفتم: مدیران دائم توی جلسه نیستن و از اونجایی که مسائل حاشیه ای وجود نداره کسی هم لازم نداره برای هر کاری دم مدیر رو ببینه و به همین دلیل همیشه قابل دسترس هستن. ضمنا همه همدیگه رو به اسم کوچیک صدا میزنن (مگه اینکه طرف خیلی سمت بالایی داشته باشه - تو شرکت ما تمام این سه نفر رو که اسم بردم به اسم کوچیک صدا میکنن).
۶- مرخصی: بنده بعد از چندین سال آزگار با مفهوم مرخصی تازه آشنا شدم. تا جایی که من یادم میاد از مرخصی برای جبران تاخیر و مرخصی ساعتی وسط روز و ... استفاده کردم. در واقع من توی این چند سال مرخصی نرفتم! اینجا یارو میره مرخصی یه ماه دیگه میاد!!! تازه اگه بچه ت مریض میشه یا اینکه خودت حالت خوب نباشه نیازی نیست از مرخصی سالیانه ت خرج کنی: اون یه حساب دیگه داره.
۷- درمورد پاداش فعلا چیزی نمیدونم ولی میدونستم که توی شرکت قبلیمون (توی مالزی) سالی یک بار پاداش میدادن البته شامل من نشد چون زود اومدم بیرون. ولی اگر هم باشه بسته به میزان کارایی خودت و تیمت داره چون این فاکتور توی تمام تصمیم گیری ها به شکل مهمی تاثیرگذاره.
۸- تغییرات: تمام مبنا و معیار تصمیم گیری بر مبنای حساب سود و زیانه. هیچ کار و تغییری که صرفا زیباست انجام نمیشه مگر اینکه توجیه اقتصادی داشته باشه. برخلاف ایران که redesign و دوباره کاری خیلی مرسومه و همه استقبال میکنن.
۹- تشویق: اینجا کسی برای انجام دادن وظیفه ش به تشویق احتیاج نداره و کسی هم تو رو تشویق نمیکنه. اگه یه کاری رو خوب انجام داده باشی حداقل زبانا ازت تشکر میکنن و موقع طرح مشکلات فقط مشکل رو بیان میکنن و همون اول دنبال مقصر نمیگردن که از کارت دلسرد بشی. ضمنا تمامی بده و بستون های شرکت شفافه و مبالغ تمام قراردادها و درآمدی که شما عاید شرکت کردی یا ضرری که زدی مشخصه و همین انگیزه کافی بهت میده چون هر چی تیم شما کارش رو بهتر انجام بده احتمال ارتقا و تشویق و حفظ موقعیت شغلی برای تو راحتتره.
۱۰- مصاحبه: مصاحبه ها فقط شامل بحث فنی نیست و اخلاق کاری شما رو هم میسنجن. کسی هم که شما رو مصاحبه میکنه کارش درسته و سه سوت تشخیص میده شما چه کاره ای. حتی ممکنه علی رغم یک سری ضعف ها شما رو استخدام کنین و خودتون تعجب کنین ولی در بلند مدت میفهمین که چرا شما رو انتخاب کردن. ضمنا شرکت های بزرگ سوابق کاری قبلی شما رو هم چک میکنن و اینکه بچه سر به راهی بودین یا نه خیلی براشون مهمه. ضمنا اگه به هر دلیل احساس کنن که شما ممکنه بعد از پذیرفته شدن بخوای کارت رو عوض کنی (مثلا اگه کار پیشنهادی پایین تر از سطح شما باشه) همون اول شما رو استخدام نمیکنن!!
۱۱- تخصص: ضمنا اینجا معمولا یه همه فن حریف نیاز ندارن و معمولا یکی رو میخوان که از درخت دانش یه رشته مثلا به ۳ از ۱۰۰۰ مسلط باشه. یه نگاه به آگهی های کاریابی این نکته رو روشن میکنه. تازه جایی که من کار میکنم و موقع مصاحبه براشون مهم بود که من دو تا تخصص داشته باشم (فکر میکردن که دیگه خیلی شاهکارن) تا این لحظه فقط از یکیش استفاده کردم!
شرکت قبلی که کار میکردم توی مالزی هم کمابیش مدل مشابهی داشت. فقط سطح کار کمی پایین بود که به نظر میاد بازار مالزی همچین چیزی رو میطلبید. یه تفاوت دیگه هم که داشت این بود که به طور پیشفرض شما به عنوان کارمند (نه از لحاظ قانونی بلکه از نظر عرف کاری) هر وقت که میخواستنت باید سر کار حاضر میشدی (اضافه کار هم خبری نبود!) ولی جایی که من الان هستم برای هر کار کوچیک و بی اهمیتی این کار رو نمیکنن. چون بابت اضافه کاری (اضافه کاری بعد از ۸ شب یا آخر هفته باید باشه) بهت پول میدن باید کشوندن شما به سر کار واقعا توجیه داشته باشه.